به سایت گروه اینترنتی سها خوش آمدید

با عضویت در گروه سها مطالب شاد و سرگرم کننده، عکس های جالب و دیدنی، مطالب خواندنی و علمی را از طریق ایمیل دریافت کنید. برای عضویت اینجا>>> عضویت در گروه سها در یاهو را کلیک کنید. اگر با روش عضویت آشنا نیستید توضیحات ستون سمت راست این صفحه را مطالعه نمایید
بعضی از مطالب ارسالی از طریق ایمیل به صورت تصادفی در سایت درج می شود. همچنین بعضی از مطالب درج شده در سایت از طریق ایمیل ارسال نگردیده است.

جوکها و لطیفه های مودبانه و قدیمی!


به یارو میگن با "با لش " جمله بساز، میگه : یه پرنده داشت پرواز میکرد با تیر زدم به با لش ، همه میگن بابا اون بالش که نه ( و با دست خوابیدن رو نشون میدن) و میگن : اون یکی بالش - یارو میگه: یه پرنده داشت پرواز میکرد با تیر زدم به اون یکی با لش ، همه باز دوباره صداشون در میاد و میگن بابا بالش ، تشک ، فهمیدی – یارو میگه : یه پرنده داشت پرواز میکرد تو شک بودم با تیر زدم به این با لش یا اون یکی با لش
*****
يك روز مافوق به زير دستش مي گه تا ساعت 12 شب اين برگه جريمه رو تموم كن . اونم تمام بر گه ها رو تمام ميكنه به جز يكي تا به يك موتور سوار مي رسه .ازش كارت بيمه وگواهي نامه ميخواهد همه رو داره حتي كلاه هم داره درحاليكه سرباز درمونده ميپرسه اين وقت شب تنها چرا آمدي بيرون ؟ اونم ميگه من كه تنها نيستم خدا و پيغمبر و امام هم با من اند. سرباز ميگه خوب حالا دیگه سه تركه سوار ميكني اينم جريمت!
*****
يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چیه ؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد
*****
مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچه ميگه خوب ديگه مامان ساکت شو مي خوام بخوابم
*****
يك بابايي حواس پرتي داشته، ميره كلاس "مِديتيشن" . يك روز رفيقش ازش ميپرسه: رضا ديروز عصركجا بودي؟ - كلاس داشتم. - ااِاِِ.. ايول بابا... كلاس چي؟ - ... ... اي بابا... يادم رفته اسمشو... چي بود ... يك جور اسم گل بود به گمونم! - رز؟ - نه. - شقايق؟ - نه - نرگس؟ - آهاا! ايول... نرگس جون، قربونت يك دقيقه از آشپزخونه بيا، بگو اسم اين كلاسي كه من ميرم چيه؟!!
*****
ملا نصرالدين خرش رو گم كرده بود و داشت خدا رو شكر ميكرد ازش ميپرسن: ملا چرا داري اينقدر شكر ميكني؟ ملا ميگه: خدارو صد هزار مرتبه شكر من سوار خر نبودم وگرنه الان خودم هم با اون زبان بسته گم شده بودم
*****
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخر تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه یقه زن هاشون رو ميگيره كه تقصير شماهاست!
زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!
*****
يه آبادانيه ميخواست فرار كنه خارج ولي راهشو بلد نبود رفت لب مرز ديد بعضي ها ميرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور مي كنن خوشحال شدكه راهشو پيدا كرده. رفت نزديك مرز و رفت تو پوست يه گوسفند همينكه رسيد به مرز پليس دستگيرش كرد وبه زندان انداخت. از پليسه پرسيد: اين همه آدم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور كردند چطور شد كه شما فقط منو ديدي؟ پليسه گفت : آخه پدرسوخته كدوم گوسفنديه كه عينك ريبون ميزنه؟
*****
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميدار
*****
يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين
*****
يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم
*****
يه روز يه فيله داشت تو رودخونه شنا ميكرد يه مورچه مياد بيرون ميگه:‌آقا فيله يه دقه مياي بيرون فيله ميگه : واسه چي مورچه ميگه : يه دقه بيا فيله هم مياد بيرون مورچه خوب فيله رو نگا ميكنه بعد ميگه: خوب هيچي برو فيله كلافه ميشه ميگه: دددددددددد يعني چي مورچه ميگه : هيچي فكر كردم كه مايومو تو پوشيدي!!!
*****
دو تا برادره آخره شر بودن، ديگه هر وقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم
*****
يه غیر عرب ويه عربه داشتند با هم دعوا ميكردند وبه هم فحش ميدادنديهو. غیر عرب شروع ميكنه به خنديدن ميگن چرا ميخندي ؟ميگه آخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قران ميخونه
*****
عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به هم میریزه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زنگ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت!! بابا خوب منم توپم، اما ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!!!
*****
به یه بابایی میگند: شنیدی رئیسِ بهشت زهرا رو گرفتند؟ میگه نه! واسه چی؟ میگند: آخه سئوالهای شب اول قبر را لو داده
*****
يه روز به يه معتاده مي گن: تو بيژني؟ ميگه: نه من ژن دارم
*****
یکی به دوستش ميگه من ديشب خواب ديدم دوتايي رفتيم اون دنيا؛ مارو بردن يه جايي كه يه حوض پراز عسل ويك حوض پر از كثافت بود بعد گفتند هركدومتون بپريد تو يكي از اين حوضها توهم زود پريدي تو حوض عسل منهم مجبورشدم برم تو حوض کثافت. دوستش خودشو باد ميكنه و ميگه ما اينيم ديگه خوب بعدچي شد؟ يارو ميگه هيچي بعدش گفتند بياييد بيرون وهمديگر رو ليس بزنيد
*****
يك قمري با يك بلبل ازدواج ميكنن، اسم بچشون رو ميگذارن: قُنبل
*****
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسر جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبورد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!!
*****
اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به راننده ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40 تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!!
*****
پرگاره سياه مست ميكنه، مستطيل ميكشه!!
*****
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من نمايندة مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من هیچی هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من سرباز صفره... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، حال قانون های باباهاي هردوتون رو میگیره